نقد آلبوم یکی هست با صدای مرتضی پاشایی
یکی هست عنوان اولین آلبوم مجاز خواننده و موزیسین جوان موسیقی پاپ کشورمان مرتضی پاشایی است که این روزهای آغازین پاییزی برای انتشار آن انتخاب شده است . این آلبوم در شرایطی منتشر شده که در نیمه ی اول سال ، موسیقی پاپ آنچنان حرفی برای گفتن نداشت و در رکودی محسوس قرار داشت . مرتضی پاشایی که تا پیش از این یک خواننده ی اینترنتی محسوب می شد و انتشار کارهایش در فضای اینترنت با استقبال قابل توجهی به ویژه از جانب جوانان روبرو شده بود اکنون برای اولین بار پا در میدان مجاز و رسمی موسیقی پاپ گذاشته .
نام آلبوم که برگرفته از یکی از قطعات این آلبوم هست از قطعاتی ست که قبلا توسط این خواننده منتشر شده و یک آهنگ هیت و پرطرفدار به شمار می رود . این آلبوم شامل 12 قطعه هست به نام های 1- یکی بود یکی نبود 2- باید کاری کنی 3- بیا برگرد 4- نبض احساس 5 – برو 6- به خدا 7-خاطره ها 8- دقیقه های آخر 9-عشق یعنی این 10-دیدی 11-آرزو 12-یکی هست .
با ذکر چند نکته به بررسی اجمالی این قطعات می پردازیم .
قبل از هرچیز و بدون تعارف باید بگویم که آلبوم مرتضی پاشایی فراتر از انتظار من بود ، و در قسمت های ملودی و تنظیم و اجرای خواننده ، این آلبوم در سطح بالایی قرار دارد ( لااقل نسبت به انتظاری که من پیش از شنیدن این آلبوم داشتم ) ، اما متاسفانه قسمت ترانه ی این آلبوم پاشنه ی آشیل آن است و پای این آلبوم از ناحیه ی ترانه بدجوری لنگ می زند . البته این را هم باید در نظر بگیریم که ترانه ها در این آلبوم عمدتا بر اساس ملودی ها سروده شده اند و ترانه سرا از این لحاظ کار چندان آسانی هم پیش رو نداشته اما با این وجود هم ، بخش ترانه در این آلبوم خیلی جای کار بیشتری داشت . ترانه ها جدا از ضیف و سطحی بودنشون ، تنوع واژگانی بسیار کمی هم دارند شما فقط همین را در نظر بگیرید که واژه ( دل ) و ترکیبات آن بیش از پنجاه بار در این آلبوم تکرار شدند ( باور ندارید می تونید خودتون بشمارید ) ، نمی دونم چرا از میان این همه واژه و این همه تعبیر و این همه موضوع ، ترانه فقط رفته به سراغ دل و قلب و چشم و اشک و ... .
اما در مورد بخش های ملودی و تنظیم ( در قیاس قطعات این آلبوم با هم و نه با قطعات آلبوم های دیگر ) تنوع بسیار خوبی وجود دارد و فضاهای گوناگونی مورد استفاده قرار داده شده که توانسته در جلب رضایت سلیقه های مختلف موفق باشد . در واقع بخش آهنگسازی و ملودی این آلبوم توانسته تا حدی کمبودهای بخش ترانه را جبران کند . در کل هر چند در تقسیم بندی خوب متوسط ضعیف این آلبوم اثر متوسطی قلمداد می شود اما به عنوان اولین آلبوم مجاز مرتضی پاشایی این آلبوم ، آلبوم امیدوارکننده ای محسوب می شود .
اما بپردازیم به بررسی قطعات این آلبوم :
یکی بود یکی نبود : این قطعه شروع خوبی دارد و اجرای خواننده در فضایی خلوت شروع می شود که این فضای خلوت به خواننده فرصت عرض اندام می دهد . برخلاف انتظاری که پیش از شنیدن این قطعه و به واسطه ی نام آن ( یکی بود یکی نبود ) وجود دارد ترکیب یکی بود یکی نبود پشت سر هم به کار نمی رود و در بیت آغازین ، ( یکی بود ) در یک مصراع و ( یکی نبود ) در مصراع دیگر به کار می رود که این از معدود زیبایی های بخش ترانه در این آلبوم است . ( یکی بود که یه روزی منو دوس داشت حالا رفته یکی نبود بدونه بی خبر اون کجا رفته ) قطعه به خوبی پیش می رود و اضافه شدن سازها در بیت بعدی یعنی ( همه ی قصه همین بود چقد آسون چقد زود ... ) به زیبایی انجام می شود اما در ادامه و در ثانیه 47 با یک ضربه ، کار در فضای جدیدی دنبال می شود که این تغییر فضا اصلا دلچسب نیست نه در ترانه ، نه در ملودی و تنظیم و حتی اجرای خواننده . در ترانه مخاطب ترانه از سوم شخص ( او ) به دوم شخص ( تو ) تغییر می کند که این تغییر خوشایند نیست و علاوه بر این ترانه در این قسمت کلا ضعیف است . در ملودی و تنطیم هم فضای ملایم حاکم بر قطعه شکسته می شود و لحن خواننده کاملا تغییر می کند که این تغییرات هم اصلا نمی تواند برای شنونده خوشایند باشد . این قطعه می توانست جزو قطعات خوب این آلبوم باشد اگر بی سلیقگی ای که ذکر شد رخ نمی داد . با این حال انتخاب این قطعه به عنوان سر آلبومی انتخاب مناسبی بود و اگر عنوان ( یکی بود ) به تنهایی برای اسم این قطعه انتخاب می شد اتفاق جالبی می افتاد : آغاز آلبوم با ( یکی بود ) و پایان آن با ( یکی هست ) .
باید کاری کنی : در این قطعه ملودی و اجرای خواننده بر سایر اجزا غالب است . در برخی لحظات عدم هماهنگی بین ترانه و ملودی مشهود است مثلا در همان آغاز و هنگام اجرای ( تو از احساس من چیزی نمی دونی / که داری بی خودی منو می رنجونی ) که خواننده را در اجرا به زحمت انداخته و البته خواننده با تکنیک هایی در اجرا سعی کرده تا حد امکان این ضعف را بپوشاند .
بیا برگرد : یک شیش و هشت الکترونیک را در این قطعه شاهدیم . در بین قطعاتی که در این آلبوم میلاد ترابی تنظیم آنها را بر عهده داشته این کار به نسبت بقیه کارها فضای جدیدتری برای مرتضی پاشایی به وجود آورده . در مورد ترانه هم باید گفت که ترانه در این قطعه فقط برای قرار گرفتن روی ملودی ساخته شده و در چنین فضاهایی نباید انتظار زیادی از ترانه داشت .
نبض احساس : دوباره در این قطعه و این بار در همان ابتدا شاهد ضعف در ترانه هستیم ( دلخوری از بغض پری می فهمم / ناراحتی غصه داری می فهمم ) کاش که میشد از ترانه سرای این کار پرسید در این قسمت قافیه ها چه کلماتی هستند . از علی بحرینی ترانه سرای این قطعه که از قلم به دست های با سابقه در عرصه مطبوعاتی هم هست انتظار بیشتری می رود . علی بحرینی با خوانندگان بسیاری همکاری داشته و شاید از نظر تنوع همکاری با خوانندگان مختلف ( از محمد علیزاده بگیرید تا حمید عسکری و احسان خواجه امیری و شهرام شکوهی و سعید شهروز و ... ) در میان ترانه سراها رکورددار باشد و حتی بعضی از کارهای اجرا شده با ترانه های او به کارهای هیت و پرطرفداری تبدیل شده اند اما ارزش کار یک ترانه سرا زمانی ست که در یک قطعه موسیقیایی ترانه ی او حرفی برای گفتن داشته باشد نه اینکه در زیر سایه ی اجرای خواننده یا تنظیم و ملودی قرار گیرد و یا نه اینکه حضور او در آلبوم های خوانندگان مختلف صرفا برای تامین وجه تبلیغات رسانه ای آن کار به واسطه نقش پر رنگ مطبوعاتیش باشد . از بحث ترانه که بگذریم این قطعه با ملودی و تنظیم ساده ای که دارد باعث ارتباط سریع مخاطب با آن می شود . تاکید بر ملودی ای که قرار است در قسمت ( داری دل می زنی دل می کنی تو کم کم ... )شنیده شود زیاد است ( و یک دلیلیش کوتاه بودن متن ترانه است ) و این ملودی در قسمت اورتور ( که با نواختن پیانو همراه است ) و در قسمت میدل تور ( قسمت بی کلام میانی ) هم تکرار می شود که با توجه به کوتاه بودن متن ترانه کمی باعث یک نواختی این قطعه شده .
برو : این قطعه توسط اعضای گروه پازل ( علی رهبری ، مهران عباسی و ... ) تنطیم شده و فضای مناسب و نسبتا یکدستی دارد . ( البته فارغ از ترانه ضعیف آن که ارزش پرداختن ندارد )
به خدا : این قطعه هم شروع خوبی دارد و شاید تا زمان 1:55 شاهد یکی از بهترین قطعات این آلبوم هستیم . فضای شبه ترکیه ای که این قطعه دارد به سرعت با مخاطب ارتباط برقرار می کند . ترانه تا زمان یاد شده از الگوی معینی پیروی می کند ( به خدا * * ...... به خدا * * ...... به خدا خیلی * ) و این الگو در هردو بیت ( البته اگر بشود اسم بیت روی آن گذاشت ) به زیبایی تکرار می شود اما پس از زمان 1:55 شاهد افت عجیبی در ترانه هستیم که این افت بر روی عناصر دیگر هم تاثیر منفی خودش را می گذارد و مخاطب شاهد حیف شدن ملودی و تنظیم زیبایی می شود که برای این کار ساخته شده ( و شاهد هم انتخاب شده ) .
خاطره ها : این کار در واقع یک نوع خاطره بازی خواننده با آثار پیشین خود است و با استفاده از اسامی ترانه ها و بخش های کوتاهی از ترانه های قبلی ای که توسط خواننده اجرا شده ( مانند تو راست میگی ، زیادی ، گریه کن ، دل تنهامو خون کردی ، آدم آهنی و ... ) ترانه ی این قطعه ساخته شده که کار چندان آسانی هم نبوده ولی انگار مهرزاد امیرخانی کار سخت تر را بهتر انجام داده . این قطعه که در فضای الکترونیک ساخته شده در واقع به جای قطعه ریمیکسی نشسته که این روزها در آلبوم های پاپ جای ثابتی برای خود دست و پا کرده . این قطعه می تواند به خصوص از جانب شنوندگان آثار قبلی پاشایی مورد توجه و مقبول واقع شود و حس نوستالوژی دلپذیری را برای آنها ایجاد کند .
دقیقه های آخر : این کار فضایی مشابه کارهای گذشته پاشایی را دارد و شاید مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد اما حرف جدیدی برای گفتن ندارد ، با این حال نمیشود از ملودی زیبای آن حرفی به میان نیاورد ( هرچند که بوی تکرار می دهد )
عشق یعنی این : یکی از نقاط ضعفی که در این قطعه مشهود است در هنگام اجرای قسمت ترجیع بند است در این قسمت در حالی که خواننده به اوج رفته ، در هنگام اجرای ( مثه یه تب توی تنمه ) یک بی نظمی واضح به واسطه عدم هماهنگی وزنی این مصراع با مصراع های دیگر به وجود می آید که علی رغم تلاش خواننده و تنظیم کننده برای پوشاندن آن ، این ضعف خودنمایی می کند . ملودی این قسمت هم تکراری به نظر می رسد . نکته ی دیگر طولانی شدن زمان قسمت بی کلام بین اجرای بخش اول و دوم این قطعه است ، به طوریکه این قسمت نزدیک یک دقیقه طول می کشد که برای کاری با این ریتم نمی تواند مناسب باشد ( شاید تنها خاصیتی که این قسمت دارد آن است که این قسمت را کات کنند و به عنوان آهنگ برنامه های ورزشی استفاده کنند !! )
دیدی : پس از اورتوری که با نواختن ویولن همراه است در ثانیه 17 اجرای خواننده شروع می شود . فضای خلوتی که خواننده در آن شروع به اجرا می کند ضعف ترانه را مشهود می کند .اساسا در چنین فضاهای خلوتی که ترانه بیش از عناصر دیگر در معرض شنیده شدن توسط مخاطب قرار می گیرد باید با ترانه ای قوی تر روبرو باشیم نه با یک کار سطحی و ضعیف. بعد از اجرای این قسمت ، لحن خواننده تغییر می کند و در فضای جاندارتری اجرای خواننده ادامه می یابد . اضافه شدن ( وای دیدی رفتی ) و ( چرا دوسم نداری ) در این قطعه و به دنبال ابیات اصلی چندان جالب نیست و مشخص است که فقط برای پر کردن جای خالی به وجود آمده روی ملودی اضافه شده اند. این قطعه ملودی زیبایی داشت که می توانست در صورت همراه شدن با یک ترانه قوی و یک تنظیم بهتر جایگاه بهتری در این آلبوم داشته باشد .
آرزو : شاید حداقل امتیازی که این قطعه برای پاشایی به وجود آورده این است که این قطعه نشان داده که مرتضی پاشایی می تواند متفاوت باشد و متفاوت بخواند . در اکثر قطعات پیشین شاید خیلی ها می توانستند ملودی و تنظیم و حتی اجرای خواننده را در بخش هایی از قطعات با کارهای دیگر مقایسه کنند و انگ تکراری و معمولی بودن را به این آلبوم بزنند اما فضای این قطعه (هر چند که نمونه های خارجی آن کم نیست ) خیلی کم ، توسط خوانندگان داخلی به مخاطبان موسیقی عرضه شده . این قطعه از جمله قطعات بالاتر از متوسط این آلبوم است و فضای ملایم و دل پذیری دارد و اضافه شدن ناگهانی ( دوست دارم تورو )در زمان 2:08 با اجرای زیبای خواننده یکی از نقاطی ست که می تواند در این قطعه مورد توجه قرار بگیرد .
فرهاد.ب
استفاده از این مطلب با ذکر نام نویسنده یا نام وبلاگ مانعی ندارد .
مطالب نوشته شده بر مبنای سلیقه ی شخصی نویسنده بوده و به معنی نظر جمعی نویسندگان این وبلاگ نمی باشد .